السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

150

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

العلماء » به او داد و بسيار امر به معروف و نهى از منكر مىكرد ، در دمشق عهده‌دار خطابه شد ؛ بسيارى از بدعت‌هاى سخن‌رانان را از بين برد . . . و نماز رغائب و نيمه ( شعبان ) را باطل كرد ؛ پس بين او و ابن‌صلاح بدين سبب نزاع درگرفت . » « 1 » 5 - سيوطى : « ابومحمّد شيخ اسلام ، سلطان علما ، ذهبى در « العبر » گفته است : شناخت مذهب هم‌راه با زهد و پارسايى به او پايان يافت و به درجه‌ى اجتهاد رسيد . » شيخ ابوالحسن شاذلى گفته است : به من گفته شد كه روى زمين مجلسى فقهى درخشان‌تر از مجلس شيخ عزّالدّين‌بن عبدالسّلام نيست و ابن‌كثير در تاريخش گفت : رياست مذهب به او رسيد و از ديگر سرزمين‌ها براى فتواگرفتن از او به نزدش آمدند . در پايان عمرش سرسپردگى به مذهب نداشت ، بلكه افق ديدش گسترش يافت و به آن‌چه اجتهادش مىرسيد ، فتوا داد . و شاگردش ابن‌دقيق العيد گفت : ابن‌عبدالسّلام يكى از پادشاهان اسلام بود . و شيخ جمال‌الدّين‌بن‌حاجب گفت : ابن‌عبدالسّلام فقيه‌تر از غزالى است . » « 2 » 58 - اثبات جلال‌الدّين محمّد معروف به « مولوى » جلال الدّين محمّدبن محمّد بلخى معروف به « مولوى » حديث « مدينةالعلم » را در ضمن شعرى در مدح مولايمان اميرالمؤمنين عليه السلام در ديوانش « مثنوى » آورده است كه چنين آغاز مىشود : از علىآموز اخلاص عمل * شير حق را دان منزّه از دغل تا آن‌جا كه گويد : چون تو بابى آن مدينه‌ى علم را * چون شعاعى آفتاب حلم را باز بانش اى باب ! بر جوياى باب * تا رسند از تو قشور اندر لباب باز باش اى باب رحمت ، تا ابد * بارگاه ما له كفواً احد

--> 1 . طبقات الشافعية از اين قاضى شهبه 1 / 440 . 2 . حسن المحاضرة 1 / 314 .